عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
337
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
باقى و در بحث از ابنيهء عجيبه بدان متمثّل ميشوند و ذكر آن در شرح حال انوشيروان قبلا مذكور افتاد زيرا عدّهاى ايجاد آن را به اين پادشاه نسبت ميدهند ولى غالب نويسندگان ساختمان آن را منتسب به پرويز دانستهاند . ديگر از عجايب مزبوره تخت طاقديس است كه مركّب از عاج و ساج « 1 » بوده و صفحات و نردهء آن را از طلا و نقره ساخته بودند . طولش 180 ذراع و عرضش 130 ذراع و ارتفاع آن 15 ذراع بوده و پلّههائى از چوب سياه و آبنوس داشته كه قاب طلائى بر آن گرفته باشند . اين تخت را طاقى از طلا و لاجورد بوده كه صور فلكى و كواكب و بروج و اقاليم سبعه و صورت شاهان و حالات مختلفهء ايشان اعم از مجالس بزم و رزم و شكارگاه و غيره بر آن منقوش بوده و آلتى در آن قرار داشته كه ساعات مختلفهء روز را معيّن ميكرده . خود تخت چهار قطعه فرش زربفت مزيّن بمرواريد و ياقوت داشته است كه هريك معرّف يكى از فصول اربعه بوده - ديگر از بدايع تاج بزرگى است كه شصت من طلاى خالص داشته ( ؟ ) و مرواريدهائى بدرشتى تخم گنجشك و ياقوتهاى انارى رنگ كه شب را بروز مبدّل ميكرد بر آن نشانده بودند ، زنجير طلائى به طول هفتاد ذراع از سقف آويخته بود كه تاج را بدان بسته بودند تا بدون زحمت و فشار با سر شاه تماس داشته باشد - ديگر از بدايع شطرنجى بوده كه مهرههاى آن از ياقوت احمر و زمرّد ساخته شده بود و نردى داشت كه مهرههاى آن با مرجان و فيروزه ساخته شده بود - در ميان اين بدايع طلاى نرم دست افشارى بود كه از معدن تبّت براى پرويز استخراج شده بود و عبارت از تودهاى از طلا به وزن دويست مثقال و به نرمى موم بود و چون در دست ميفشردند از لاى انگشتها درآمده شكل دست در آن ميماند و از آن صورتها ميساختند و بعدا به شكل اصلى برمىگرداندند - ديگر از عجايب گنج بادآور بود ؛ بدين تفصيل كه وقتى پرويز مطّلع شد كه روميان بر پدرزنش موريس شوريده او را كشتند و پادشاه ديگر انتخاب كردند بسيار مكدّر و خشمگين شد و مرزبانى بنام شهربراز را با قشونى جرّار بروم فرستاد كه انتقام مرگ
--> ( 1 ) چوب چيت .